بعضا "مسئولیت گریزی" را که زمینه ساز گسترش بی سابقه فساد در تمامی لایه های جامعه اسلامی است، عارضه ای میخوانند که همه نظام های استبدادی بدان مبتلا هستند و نمیتوان آنرا لزوما یک پدیده "اسلامی" شناسایی نمود. که باورها و ارزشهای اسلامی ذاتا مسئولیت زا هستند. میگویند، بی مسئولیتی حاکمان را نباید به دین و باورهای دینی آنها مرتبط ساخت. آنها را قدرت بر میانگیزد نه دین، نه ایمان به "توحید" و "نبوت" و "امامت. که هیتلر آدم کش بود. استالین هم خونخوار بود، حکمرانان ایران هم آدم کش هستند چه ربطی به دین دارد. تنها مسلمانان نیستند که دست به قتل و آدم کشی میزنند. حاکمان جبار هستند که از مسئولیت گریخته و چهره دین را زشت و کریه جلوه گر ساخته اند. و گرنه دین اسلام، دین مسئولیت است و تعهد و التزام به یکتایی و یگانگی خداوند. در اسلام کوچکترین اعمال "بندگان" در دفتر الهی ثبت میشود و در روز حسابرسی، روزی که میرندگان سر از خاک بر آورند، مورد باز خواست قرار میگیرند. مضاف بر این اگر در نهاد اسلام مسئولیت نهفته نشده بود، نمیتوانست دین صلح و انساندوستی باشد، دینی که در آن نه خشونت هست و نه انتقامجوئی، دین اسلام، دین عقل و منطق است، نه دین فرمانروایی و فرمانبری، دین مسئولیت هست و حسابرسی.

به این ترتیب آب تطهیر بسر اسلام میریزند و سعی بر آن دارند که ستیز و خصومت آن با مسئولیت انسان در برابر انسان را در پس مسئولیت انسان در برابر الله پنهان ساخته و بر خشونت و انتقام ستانی ای که در نهاد آئین اسلام نهفته اند، چشم فرو بسته و از اسلام دینی بسازند، ذاتا مسئول، مسالمت جو و انعطاف پذیر، سازگار با دنیای مدرن و دمکراسی. که آموزشهای آئین اسلامی را از هر گونه مسئولیتی پاک و منزه نگاه دارند و تقدس آنرا حفظ نمایند. که راه نجات از بی مسئولیتی در تعهد و التزام به نظام ولایت نهفته است.

اینجا از مسئولیت در نظامی سخن میرانیم که اساسا بنیان گذارده شده است بر اصل و اصول "اخلاقی،" برخاسته از دین و آئین اسلامی، دینی که همه خوب ها و بد ها، حرام ها و حلال ها را تعریف کرده تا "بندگان" الله از "راه مستقیم" منحرف نشوند. بدین معنا نظام ولایت را باید یک نظام اخلاقی خواند، یعنی نظامی که بواسطه اخلاقی بودنش زیر بار مسئولیت نمیرود. چرا که نظام اخلاقی بر اساس "اطاعت" و "فرمانبری" برقرارمیگردد، نه مسئولیت. این باید و آن نباید کنی. جای چند و چونی نیست. آنچه پیامبر اسلام، معمار نظامی که در دامن ش قرار است انسان برتر روزی ظهور یابد و با خود نجات و رستگاری برای بشر به ارمغان بیاورد، انجام داده و یا به زبان آورده است، همه خوب، عاری از زشتی و پلیدی ست چون کلامی برمیخیزد که الله به رسول برگزیده خود مخابر کرده است و رسول الله بر آن اساس حکمرانی میکرده است. مثلا وقتی الله، رسول خود را به منظور توسعه ی دین اسلام، دین یکتا پرستی، دین قوانین و مقررات خوشبختی در این جهان و رستگاری در جهان دیگر، به "جهاد" و "شهادت، " به قتل فی السبیل الله، فرا میخواند و فن فنون لشگر کشی به او میآموزد که بجنگد و خون بریزد و غارت بکند، زنان را به اسارت در آورد و مورد تجاوز قرار دهد، از فرمان الله سرپیچی ننمود. نا فرمانی نکرد. به جنگ و جهاد پرداخت که آنچه خوب است و انسان را از شر برکنار میدارد با ابزار قهر و خشونت براه مستقیم هدایت نماید.

بنابراین، تمامی اعمال پیامبر اسلام از سر مسئولیت به الله، خداوند بی همتا صورت میگرفت. نظام ولایت را باید نسخه دیگر دوران حکومت محمد خواند. این رژیم از آغاز خود را مسئول دانسته است که راه پیامبر اسلام را در پیش گیرد. این رژیم هم میخواهد همچون رژیم محمد، پاک و آسمانی باشد. حضرت ولایت نیز از سر مسئولیت نسبت به الله و بر قراری و استدام حکومت الله بر روی زمین، از آغاز بکشتار و خونریزی دست زد و آنرا با قتل عام بیش از 5000 زندانیان سیاسی در 67 باوج خود رساند.

 

 

بدیهی ست که مسئولیت در یک نظام دینی- اخلاقی نمیتواند به چیزی جز اطاعت و فرمانبری و یا عبودیت و بندگی و یا راهکارهایی برای گریز از مسئولیت بیانجامد. چرا که نظام اخلاقی توانایی بکار گیری عقل و خرد انسان را محدود و لاجرم به تعطیلی میکشاند تا از او یک فرمانبر برجسته بسازد. چرا که بزعم شریعتمداران مقدس، بشر وقتی از حیوانیت خود خارج میشود که آنچه را دین خوب و بد، حسن و قبح، زشت و زیبا، مقدس و موهن، تعریف و تبیین کرده است بیاموزد و بکار ببندد تا حیوانی شود اهلی. چگونه میتوان انسانی را که بر اساس داده شده ها و بر اساس احکام الهی عمل میکند مسئول دانست؟ آیا امام امامان، امام خمینی وقتی سران نظام شاهنشاهی را فریفت و به مقر خود فرا خواند و سپس به جوخه های اعدام سپرد و یا زمانیکه حکم قتل عام زندانیان سیاسی را در 67 امضا نمود، از سر مسئولیت به الله و رسول او بود یا از سر مسئولیت به انسان و وطن؟ پاسخ روشن است که مسئولیت در برابر الله ارجح است بر مسئولیت به انسان و وطن. نیز وقتی طلبه هایی که هنوز موی بر صورتشان نروئیده بر مسند حاکم شرع جلوس نمودند از سر مسئولیت به الله بوده است که بهترین فرزندان این کشور را بجرم "محاربه" به دار مجازات آویختند، همچنانکه یک داعشی که پرچم الله را بردوش میکشد از سر مسئولیت به الله و تحصیل رضای وی، لبه تیز دشنه را بر گلوی انسانی دیگر میگذارد. و یا اسید پاشی که به چهره زنان اسید میپاشد و برجسم و روحشان زخمهای التیام ناپذیر وارد میکند، بدون تردید بوظیفه و مسئولیت شرعی خود عمل کرده و میکند. و یا پاسداری که به یک انقلابی باکره شب پیش از اعدام باو تجاوز میکند که مبادا به بهشت الله راه یابد، بدون شک انتظار پاداشی بزرگ را از الله در سرای دیگر دارد. مسئولیت در برابر الله پاک کننده هر جنایتی از گردن زنی تا تجاوز به یک زندانی.

حقیقت آنست که الله، حاکم جنایتکار و خونخوار را مصونیت از مسئولیت میبخشد و محکوم را مسئول میسازد. آیا شیخ خلخالی، حاکم شرع در آغاز انقلاب وصعود روحانیت بر منبر قدرت را بیاد دارید، کشتار او در آغاز انقلاب اسلامی در سنندج و سپس در ترکمن در خاطر تاریخ ماندنی ست. او حاکم شرعی بود که بخود میبالید در مدتی کوتاه 90 نفر از انقلابیون را در ترکمن بجوخه های اعدام سپرده است. آیا او میتواند چیزی کمتر از یک زندگی ابدی بعنوان پاداش از الله انتظار داشته باشد؟ یا آن جنایتکارانی که قبل از آنکه داعشی ها بمیدان کشتار نافرمانبران، مخالفان و دگراندیشان ظهور یابند، بار سنگین مسئولیت به الله را بمقصد میرساندند، وقتی دشنه خود را بر قلب شاهپور بختیار و دستیار او نهادند، فروهرها و فریدون فرخزاد را تیکه پاره نموده و رهبران کرد را در اروپا به رگبار گلوله بستند. بی دلیل نیست که
هم اکنون در رژیم مقدس ولایت در صدر نشینند و در آخرت در کنار حورهای باکره بهشتی زندگی ابدی بگذرانند. الله آنها را گرامی میدارد. این روزها نیز همچنان سعی میشود که آب تطهیر بر دستان خون آلود جنایتکارانی همچون علی فلاحیان، اسدالله لاجوردی و صدها جنایتکار دیگر همچون گروه موسوم به گروه مرگ که مامور قتل عام زندانیان سیاسی در 67 بود ند، بریزند و لکه ننگی که بر دامنشان نشسته است پاکزدایی کنند تا بنا بر قول رهبر معظم، جایگاه شهید و جلاد با هم عوض نشود. از این بابت رهبر معظم میتواند خاطر آسوده دارد، نام ننگ آلود این جنایتکاران از راس تا ذیل در ردیف پاداش گیران الله ثبت خواهد گردید.

حکومت اسلامی درحالیکه نماد تسلیم است و اطاعت و فرمانبری، در همان حال نماد خود سری و خود کامگی و مسئولیت گریزی ست. یکی از پی دیگری میآید. تبعیت از قوانین شرع نه تنها مسئولیت زا نیست بلکه پروانه ای ست برای زیرا پا گذاردن ابتدائی ترین اصول اخلاقی زاده سیرت و عقل و خرد انسانی. گاهی حتی توبه و پشیمانی در برابر عفو و بخشایش، توابان را هم نجات نمیدهد. بسیاری از اعدام شد گان سالهای 60 پس از تواب، جلوی جوخه های آتش قرار گرفتند. مسئولین حکومت اسلامی توبه کنند گان را به خدمت الله میفرستادند تا بحساب شان، به کفر و نفاق شان رسیدگی شود.

بعبارت دیگر، حکومت ولایت، چیزی ست بسیار بیشتر از یک نظام دیکتاتوری، نظام ارزشهای اخلاقی است، ارزشهای ذاتا ضد بشرئ ضد زمان و ضد آزادی. نظام ولایت را نه میتوان طراوت بخشید و یا همچون دارویی تلخ با شیرینی در آمیخت و در گلو فرو ریخت. ما ایرانیان وظیفه ای گرانتر از ملت عرب داریم، ما باید نظام اخلاقی، نظام ارزشهای برخاسته از بادیه نشینی، نظام اسطوره ها، افسانه ها و دروغ های بزرگ را واژگون سازیم- اگر آرزومند آزادی هستیم، اگر نه برای نسل حاضر بلکه برای نسل های آینده. چرا که مسئولیت را تنها در دامن آزادی است که میتوانی بیابی نه در یک نظام دینی- اخلاقی.

فیروز نجومی
Firoz Nodjomi
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید 
https://firoznodjomi.blogspot.com 
www.rowshanai.org 

مطالبی که در این تارنما منتشر می شوند ، در راستای آگاهی رسانی و باور و احترام به آزادی اندیشه و بازتاب آزاد آن است و لزوما بیانگر دیدگاه های نهاد مردمی نیست و همواره نویسندگان پاسخگو خواهند بود

 

سرزمینمان ایران

boz.jpg

آرشیو سیمای نهاد مردمی

مبارزات مردمی

Image22.jpg

از فیس بوک نهاد دیدن کنید