هنوز بسیاراند، آنانی که رابطه ی دین را با "دینکار"  یا اسلام را با مسلمان  و یا باور و ایمان بیک چارچوب ارزشی را با کنش آدمی، انکار میکنند. بعضا، ولی فقیه، آخوند خدا خامنه ای ، جانشین امام سیزدهم، امام خمینی و پیروان وی را چیزی کمتر از جنایتکار بشمار نیاور اند. اما، بندرت اتفاق میافتد که کنش او را نسبت بدهند، به آئین اسلام، به اصل و اصول و احکام شریعت، دینی که بدان ایمان دارد و سراسر زندگی خود را در خدمت سروری و سلطه آن بکار گرفته است، گویی که کیستی و چیستی، کنش و گفتار ولی فقیه، علما، فقها، مجتهدین و مقلدان آنان، چندان ارتباطی با ارزش ها و باورهای دینی شان، ندارد. بر افروخته دعوی کنند که باور به یکتایی و یگانگی الله، باور به لا الله الا الله، بترجمه «او هست و بجز او کسی دیگری نیست،» یا آنکه الله، "اکبر" است چه ربطی دارد به آدم کشی، به کین خواهی و انتقام جویی، به تجاوز و شکنجه و بازجویی و بیرحمی، در کل به خشونت؟ که چگونه میتوان یگ باور ساده دینی را علت کنش جنایتکارانه کسانی دانست که در منطر خود و دیگران مظهر "تقدس" و "تقوا" و "زهد" و "طهارت" اند؟


خروج آمریکا از برنامه جامع هسته ای ایران و جایگزین کردن آن با برنامه جامع محاصره اقتصادی، پیامدهای بزرگ سیاسی در پی خواهد داشت. در عرف دیپلماتیک محاصره اقتصادی با چنین ابعادی می تواند مقدمه جنگ تمام عیار باشد. معمولا تقابل بین دو نیروی متخاصم در عرصه بین المللی از فازهای متعددی عبور می کند. مراحل پیش برد سیاست خارجی دشمنانه به ترتیب عبارتند از : مبادله اطلاعات، مذاکره مستقیم و غیر مستقیم، پروپاگاندا، قطع روابط سیاسی، فعال کردن نیروهای اپوزیسیون کشور متخاصم، محاصره اقتصادی و در نهایت بکارگیری نیروی نظامی و اشغال کشور متخاصم و تغییر رژیم سیاسی آن. در حال حاضر مناسبات ایران و آمریکا در مرحله عبور از محاصره اقتصادی و ورود به آستانه جنگ است. به دلیل هزینه های بالای اقتصادی و تلفات انسانی در جنگ، کمتر کشوری مایل به اقدام نظامی است.


این را هانا آرنت، مهمترین تئوریسین سیاسی قرن بیستم می گوید. او برای نخستین بار مسایل مربوط به انقلاب را بررسی  کرد و به پرسش هایی که زمانی دراز ذهن اندیشمندان را به خود مشغول می داشت، پاسخی روشن داد.
امروزه ما ایرانیان از یک سو شاهدیم، که حکومت اسلامی در حال ریزش است، اما گفتمان  "رهبران و فعالان اپوزیسیون" همانست که بود. همه می خواهند خیزش مردم را در جهت سرنگونی حکومت اسلامی "مهندسی" کنند، اما چنان سخنان پیشین خود را تکرار می کنند، که گویی در دهه های گذشته مطالعه‌ای در دانش‌های سیاسی و اجتماعی  نداشته‌اند.  
صرفنظر از آنان که هنوز هم رؤیای "شورش مسلحانه"‌  می‌بینند،  اکثریت از روش‌های مسالمت آمیز سخن می گویند، اما آنان هم با اشاره به اینکه: «اینها که به زبان خوش قدرت را ترک نمی کنند!» برآنند که دستکم در "فاز آخر سرنگونی" اعمال زور اجتناب ناپذیر است!


پاشیدن بذر حقیقت و آزادی در سر زمینی خشک و بایر، بیش از هر چیز نیازمند دور نگری ست. کار امروز و فردا نیست. راه دراز است و پر پیچ خم. به سیل و بارندگی های شدید نیز نمیتوان امید بست. سرزمین ما به خشکزاری تبدیل شده است که برای بارور شدن صدها سال برآن سیل باید جاری گردد. هر بار که حقیقت و آزادی جوانه زدند، تشنه لب، شکفته نشده پرپر گردیدند. اما، هم اکنون از دل خاک،  سر برنکشیده و بوی زندگی بمشامشان نرسیده،  جوانه های آزادی درخشکی سوخته و میرنده شوند.


منظور من از "در سطح ملی"، اتخاذ سیاستی است که بتواند مبین خواست ملت در محدوده جغرافیای سیاسی ایران باشد، زیرا ملت هم سیال و هم سد رنگ است و ما تنها در همکاری با دیگران است که می توانیم هر چه بیشتر به خواست و اراده ملت نزدیک تر شویم تا سرانجام ملت بتواند در یک انتخابات دمکراتیک، آزاد و سالم ابراز نظر کند. در این رابطه اندکی به عقب بر می گردم و ابتدا چند واژه را توضیح می دهم و سپس نتیجه گیری خواهم کرد.

یونانیان کهن در "پولیس" (Polis)، در شهر زندگی می کردند وموفق شده بودند زندگی مشترک خود را تنظیم کنند. یعنی قواعدی بیابند که زندگی با هم و در کنار هم را ممکن کند. به این دلیل ارسطو انسان را "موجودی سیاسی" می نامد، موجودی که می تواند در جمع، یعنی با دیگران، زندگی مسالمت آمیز کند.


وقتی کشتی حکومتی در حال غرق شدن است این تنها  موش‌‌ها نیستند که زودتر از همه فرار می‌کنند بلکه گرگ‌ها نیز خود را آماده‌ی حمله‌ می‌کنند.

آرزوی «تجزیه‌ی ایران» و جدایی استان‌های مرزی کشور تا کنون به دل همه‌ی طرفدارانش حتی آنان که از پشتیبانی قدرت‌هایی مانند «استعمار پیر انگلیس» و «برادر بزرگ شوروی» برخوردار بودند مانده است. ایران نه «یوگسلاوی سابق» است که کشوری کاردستی باشد و در اولین فرصت چسب‌ مناطق‌اش وا برود و نه اتحاد شوروی که سرزمین‌هایش به امپراتوری روسیه ضمیمه شده باشند. برعکس، آن سرزمین‌هایی هم که امروز در پیرامون ایران به عنوان کشورهای مستقل شناخته می‌شوند، بخشی از امپراتوری و ملت متنوع ایران بوده‌اند که بر اثر جنگ‌ و دسیسه‌ی خارجی و بی‌لیاقتی حاکمان وقت و همچنین همدستی ملایان از ایران جدا شده‌اند.

بازدید کننده گرامی، مطالبی که در این تارنما منتشر می شوند ، در راستای آگاهی رسانی و باور و احترام به آزادی اندیشه و بازتاب آزاد آن است و لزوما بیانگر دیدگاه های نهاد مردمی نیست و همواره نویسندگان پاسخگو خواهند بود. برای پیشگیری از اشاعه واژه های غلط که امروزه در اینترنت متداول شده است خواهشمندیم اگر با املای نادرست واژه ای در این مطلب روبرو می شوید آنرا به ایمیل نهاد مردمی اعلام فرمائید.

 

سرزمینمان ایران

ghale-roodkhan.jpg

آرشیو سیمای نهاد مردمی

مبارزات مردمی

Image20.jpg

از فیس بوک نهاد دیدن کنید