سرم گیج و دلم خونین و پر درد است
عنان در دست ضحاکان نا مرد است
***
زکشتار زن و مردان با غیرت
نکرد کس در جهان از این همه نا مردمی حیرت
که این رسم جنون آمیز آخوندیست
ندارد ارزشی جان کس آزاده در اسلام
همه روز و همه جا محنت و آلام
همیشه بوده و هست آن
***

صدای غرش تیر قشون مرگ میبارد
بقصد جان فریادهائی از نفرت
به امر والی ذلت
بریختند خون پاک بی گناهان شریف و با غیرت
و از خونهای جاری گشته در کوی و خیابان
خصم دون فطرت
چنین سیرآب گردیده است


زمین میلرزد و کوه و بیابان باز میگویند:
خروش خشم ملت را
و آنجا اشگ وخشم وناله های مادران داغ دیده
عزاداران طفلان غیور نورسیده
غم این غنچه های غیرت باغ مرارتها
که زیر چکمه و نعلین گرگان و شغالان سیاه شوم له گردیدند
و سنگفرش خیابان کرده رنگین خون این شیران
جگر را میخراشد آن


و این دیوان که روز جمعه در پوست امامانند
و آن جمعی که دنبال دعای ریب آنانند
فدای سوره های شک و تردید رسولانند
و آیاتی که آغشته به جهل و جور و ارعاب است
بجوش می آورد خون کسان شاکی و مغبون


سرم گیج و تنم رنجور و پر درد است
زکشتار کسان میهنم با دست ضحاکان نامرد است


درود و تسلیت بر والدین جانثاران ره راستی
م. روشنی « سیروس»

بازدید کننده گرامی، نوشته های هم میهنان که در این تارنما منتشر می شوند، در راستای آگاهی رسانی و باور و احترام به آزادی اندیشه و بازتاب آزاد آن است و بیانگر مواضع و دیدگاه های نهاد مردمی نیست و همواره نویسندگان پاسخگوی نظرات خود خواهند بود.

 

سرزمینمان ایران

Image103.jpg

آرشیو سیمای نهاد مردمی

مبارزات مردمی

Image19.jpg

از فیس بوک نهاد دیدن کنید