زخمهای زمانه تا ابد
تا ابد بر دلت داغ میگذارند
تلخ فهمیده ام
روزگار مال ماها نیست
وقتی
احساس خوشبختی
چیزی شبیه سراب است
میان این همه من ها
ماها روزگاری اعتباری داشتیم
من ها
ما را از هم جدا كردند

بیهوده نیست
ما غریب و مظلوم مانده ایم
میان آن من ها با ما
فاصله زیادی ست
هیاهوی غریبی نیست
شكوه كردن
بی دلیل نیست
من حق ما را خورده است
در انتظار نسیمی نشسته ام
بیاید و
بگوشم برساند
وقت رفتن من ها فرا رسیده است ..
...............................................
از مجموعه شعر : فصل رهایی
 عبدالله خسروی ( پسرزاگرس)

بازدید کننده گرامی، نوشته های هم میهنان که در این تارنما منتشر می شوند، در راستای آگاهی رسانی و باور و احترام به آزادی اندیشه و بازتاب آزاد آن است و بیانگر مواضع و دیدگاه های نهاد مردمی نیست و همواره نویسندگان پاسخگوی نظرات خود خواهند بود.

 

سرزمینمان ایران

Image105.jpg

آرشیو سیمای نهاد مردمی

مبارزات مردمی

Image4.jpg

از فیس بوک نهاد دیدن کنید