چو روز نو فرا رسد، بهار دلگشا رسد
گلی به گیسوان بزن، حماسهء رها رسد
شبانه ها ، سحر شود،دو دست دیو بشکند
به بیشه های بی پناه، نسیم آشنا رسد
خدای گرگ گونه ای به این دیار، خفته بود
خدای دادگر،کنون، مگر به داد ما رسد
زگورکن و قاریان الکنش، دلم گرفت :
وشین و شیونی که از منابر ریا رسد
و پایتخت کشوری که مرکز، خرافه شد
و سهم هرشکفته دل،عقوبت و عزا رسد
هنر، به دخمه های انزوا ،نهان شود


به سر سپردهء خرد،ملال ومرغوا رسد
حدیث حور وجوشن کبیر و کربلا
خلیفه ء خرف را،مگر، جوی حیا رسد !
به قرن اکتشاف و سرعت و تسلط فضا
به شیخ عهد بردگی، حرمسرا رسد
++++
بهار را به خانه ها بریم و سرکشیم
که نوبت گل و صبوحی و صفا رسد
کنار پنجره ،ارکیده ، باده پیماید
سفید، سرزده آید، قرنفل، از قفا رسد
شب ار نگشت میسر، سماع نرگس باغ
به زلف زرنشان او، سحر، دعا رسد
پرنده گفت ، سرآمد درازدستی بهمن
درخت،عربده جوید، ز باربد، نوا رسد!

عارف پژمان

بازدید کننده گرامی، مطالبی که در این تارنما منتشر می شوند ، در راستای آگاهی رسانی و باور و احترام به آزادی اندیشه و بازتاب آزاد آن است و لزوما بیانگر دیدگاه های نهاد مردمی نیست و همواره نویسندگان پاسخگو خواهند بود. برای پیشگیری از اشاعه واژه های غلط که امروزه در اینترنت متداول شده است خواهشمندیم اگر با املای نادرست واژه ای در این مطلب روبرو می شوید آنرا به ایمیل نهاد مردمی اعلام فرمائید.

 

سرزمینمان ایران

eram.jpg

آرشیو سیمای نهاد مردمی

مبارزات مردمی

Image13.jpg

از فیس بوک نهاد دیدن کنید