آنانکه از شنیدن حق خسته میشوند
خوب با طناب جهل و ریا بسته میشوند

دردی که سینه سوز من است درد بندگیست
آزار و زجــر خـانه بـر انداز  بـردگیست

مـا برده ی رســالت یک مشت ارازلـیم
با من بگو رفیق که این نوع چه زندگیست ؟

از نعره های حق طلبان کس تکان نـخورد
پایان عـهد زنـده بودن و آغاز مـردگیست


مـردان کار خسته بکنجی لــمـیـده اند
این هم نشانه ی زبونی و درمـاندگیست

ساکت چرا نشسته ای  ای بی خبر ز خود؟
خفتن درون قبروکاغذ وکارتون چه زندگیست ؟

اینان تما م حـق و حقوقت ربوده اند
بی جنب وجوش نمونه ی قسمی زمردگیست

بر خیز و نعره زن از این وضع دلخراش
زندان و بند بهـتر از این نوع زند گیست

م. روشنی ( سیروس)

بازدید کننده گرامی، مطالبی که در این تارنما منتشر می شوند ، در راستای آگاهی رسانی و باور و احترام به آزادی اندیشه و بازتاب آزاد آن است و لزوما بیانگر دیدگاه های نهاد مردمی نیست و همواره نویسندگان پاسخگو خواهند بود. برای پیشگیری از اشاعه واژه های غلط که امروزه در اینترنت متداول شده است خواهشمندیم اگر با املای نادرست واژه ای در این مطلب روبرو می شوید آنرا به ایمیل نهاد مردمی اعلام فرمائید.

 

سرزمینمان ایران

itan26.jpg

آرشیو سیمای نهاد مردمی

مبارزات مردمی

Image2.jpg

از فیس بوک نهاد دیدن کنید